تبليغاتX
دفترچه ی عشق""..(عکس ومطالب عاشقانه).."" - حرفي از خيسي چشمانم

""".......تقدیم به اونی که میدونه خیلی برام عزیزه......."""

بي صدا در خود مي شکنم و تو شکستم را نمي بيني و تو اين بلندترين فرياد را نمي شنوي عشق من ديگر به خاک رسيده ام قامت خميده ام را بنگر و چشمان ساکت سردم را ،چقدر دوستت دارم هنوز حتي اگر نخواهي

حتي اگر قرارمان را ،پايان را،هواي مرداب را به يادم آوري ،ستاره ي من تو را چه حاصل از مرور انتهاي آسمان آنجا که ستاره اي نيست من حرف دارم ،حرف حرفهايي که نه ربطي به هواي مرداب دارد و نه به ستاره هاي سوخته ي انتهاي آسمان،افسوس که اکنون ديگر رفته اي و با رفتنت حرفهايم را بيصدا و چشمانم را خيس کرده اي ،بدان  منتظرت مي ماتم   و همچنان عاشقت خواهم بود



گاهي اوقات آرزو مي کنم اي کاش تک پرنده عاشقي بودم که ميان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمين هستي برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شيداي تو وعاشقانه دوستت دارم

عشق من از من گذشتي خوش گذر      بعد از اين حتي تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بيرون كن ز سر               ديشب از كف رفت ، فردا را نگر
آخر اين يك بار از من بشنو پند              بر من و بر روزگارم دل مبند
عاشقي را دير فهميدي چه سود          عشق ديرين گسسته تار و پود
گرچه آب رفته باز آيد به رود                 ماهي بيچاره اما مرده بود

+ تاريخ پنجشنبه 3 مرداد1387ساعت 0:20 نويسنده پسری از جنس پاییز""...(اکبر)..."" |